•  
    instagram.com\hamsangar_hormozgan

  •  
  •  

  •  

  •  

شهید حسین درویشی نخل ابراهیمی


شهید حسین درویشی نخل ابراهیمی
تاریخ تولد:1/7/1342

روز تولد :دوشنبه

تاریخ شهادت :10/12/1361

روز شهادت:دوشنبه

نامه شهید حسین درویشی

بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت پدر ومادر وخواهر وبرادرانم

سلام: پس از تقدیم عرض سلام ، سلامتی شما را از خداوند متعال خواهان وخواستارم وامیدوارم حالتان روز به روز از قبل بهتر باشد،وامیدوارم که سلام گرم وخشک وخالی اینجانب را از سنگرهای ایران زمین پذیرفته باشید.

باری بعرض می رسانم که بنده الان درسنگر حق علیه باطل در منطقه کرخه نور خط اول جبهه بسر می برم والان یک روز است که در سنگر آمده ایم ومشغول انجام وظیفه هستیم . وخلاصه اینکه من وتمام رزمندگان اسلام در خط مقدم جبهه درکرخه نور هستیم وهر لحظه صدای رگبار مسلسل دشمن وتوپ وتانک قطع نمی شود بطوریکه تیر از روی سریکی از بچه ها گذشت وخیال کرد که گنجشک است وبعد که متوجه شدیم تیر بوده همه بچه ها شروع کردند به خندیدن. پدر جان خیالت از این جانب راحت باشد ومرا ببخشید از آن روزهایی که تو را اذیت می کردم وهر لحظه که به فکر آن روزها می افتم اشک از چشمهایم جاری می شود وغصه می خورم از اینکه نتوانستم حق فرزندی خود را به پدرم اداء کنم پدر جان مراببخش وشاید من دیگر ب خانه برنگردم ولی جنازه من که برمی گردد مراببخشید. واما شما ای مادر شیرت را حلالم کن و از اینکه شاید یک موقعی بی ادبی کردم مرا ببخشید وامیدوارم مانند حضرت زینب سلام الله علیها باشی و درمرگ من شیون وزاری نکنی.

 

شهید سلیمان زارعی حاجی آبادی


شهید سليمان زارعي حاجي آبادي

تاريخ تولد:10/10/1332

روز تولد :پنجشنبه

تاريخ شهادت:5/1/1361

روز شهادت : پنجشنبه

محل شهادت :رقابيه

شهيد سليمان زارعي

نقل از مادرشهيد:

سليمان جواني بود داراي اخلاق نيك ونسبت به والدين خود نهايت احترام قائل بود با مردم رفتار خوبي داشت ونماز وروزه وعبادات خود را از 9 سالگي به صورت مستمر شروع كرداهل مسجد ومنبر بود وپس از اتمام دروس پايه ششم وپس چندسال درسن 20 سالگي ازدواج كرد وبه مدت 6 سال در كنار همسر خود بود كه حاصل اين زندگي مشترك شش ساله باهمسرش 3 فرزند مي باشد كه دو دختر ويك پسر كه اولين فرزند او دختر و هم اكنون ازدواج كرده وداراي 3 فرزند مي باشد وفرزند دو سر شهيد پسر مي باشد به نام روح الله كه هم اكنون در نيروي دريايي سپاه پاسداران در شهرستان جاسك به عنوان پاسدار مشغول به خدمت مي باشد كه ايشان نيز هم ازدواج كرده وداراي 2 فرزند مي باشد وفرزند سوم شعيد زارعي نيز دختر مي باشد.

درگذشت مرحوم محرم فرخی نژاد پدر بزرگوار سردار شهید اسماعیل فرخی نژاد

 

انالله و اناالیه راجعون
با نهایت تاسف و تاثر
درگذشت  مرحوم محرم فرخی نژاد  پدر بزرگوار سردار شهید اسماعیل فرخی نژاد را تسلیت عرض می نماییم. 

مراسم تشییع و تدفین روز چهارشنبه ۱۷ مرداد ساعت ۱۵ عصر در محل آرامستان باغو قطعه ایثارگران انجام خواهد  شد .
 

شهید بنحور نبی زاده

 

بنحور نبی زاده

فرزند: اله­کرم

تولد: 23/10/1344 ، بندرعباس

شهادت: 7/11/1365، شلمچه

 

    در روز 23/10/1344 بنحور نبی زاده به دنیا آمد. او مقاطع تحصیلی را در روستای بخوان[1] از توابع شهرستان بندرعباس طی نمود.

    در بحبوحه پیروزی انقلاب اسلامی، بنحور یک نوجوان 13 ساله بود که با دیگر همسن و سالان و مردم شهر بندرعباس فریاد حمایت از نهضت امام خمینی (ره) و مبارزه با رژیم ستمشاهی را سر داد.

    پس از پیروزی انقلاب اسلامی او فعالیتش را در قالب عضویت در انجمن اسلامی و شرکت در مراسمات و راهپیمایی­های انقلابی و مذهبی در روستای زادگاهش ادامه داد.

    او از اعضای فعال مسجد محله بود.

    وقتی در پایه اول دبیرستان درس می خواند به عضویت سپاه و بسیج

درآمد و پس از گذراندن دوره آموزشی در شیراز، عضو فعال پایگاه مقاومت محله شد.

    بنحور با شروع جنگ تحمیلی شوق حضور در جبهه و اشتیاق شهادت در سرش افتاد. این عشق و وافر او را به راه حسینی، از شعری که معمولاً روی جلد کتابهایش می نوشت می توان به خوبی دریافت:

«دوست دارم شمع باشم در دل شبها بسوزم                                                   روشنی بخش به جمعی و خودم تنها بسوزم»

    وقتی داوطلبانه عازم جبه های نبرد شد، سمت بی سیم چی و تک تیر انداز را عهده دار شد. آن روزها برادر بزرگتر بنحور فرمانده گردانی بود که او در آن عضویت داشت و برادرش خاطره آخرین دیدارش با بنحور را چنین بیان می کند:

    «بنحور بیمار بود و نیاز به مراقبت داشت. چون تازه به جبهه اعزام شده بود و با بچه های گردان آشنایی چندانی نداشت، تصمیم گرفتم به دیدنش بروم، اما پس از طی چند قدم برگشتم و تصمیمم عوض شد چون احساس کردم من فرمانده همه­ی گردان هستم و نباید بین او دیگران فرقی قائل شوم پس به دیدنش نرفتم.

    چند روز بعد، شبی نزد من  آمد و گفت: "می دانم سرت شلوغ است ولی اومدم ببینمت و چون مشغله فراوان داری، لباسهایت را بشویم." اما من از او قبول نکردم. این آخرین دیدار من و برادرم بود.»

    پس از آن بنحور در عملیات کربلای (5) و در تاریخ 7/11/65 به عنوان غواص به فیض شهادت نائل شد.



[1] - این روستا در شمالی ترین نقطه استان هرمزگان واقع است.





 

شهید عبدالرسول مصلحی دهوئی

 

عبدالرسول مصلحی دهوئی

فرزند: محمد

تولد: 9/4/1347، بندر تیاب
شهادت: 19/10/1365، شلمچه


    نهم تیرماه 1347 عبدالرسول در روستای تیاب از توابع شهرستان میناب به دنیا آمد. او تا پایه دوم ابتدایی را در روستای زادگاهش سپری نمود و پس از آن در سال 1357 به علت مهاجرت خانواده‌اش به روستای شهوار میناب، دیگر پایه‌های مقطع ابتدایی را در دبستان خواجه‌نصیرالدین طوسی پشته شهوار گذراند. سپس در مقطع راهنمایی در مدرسه­ی شهید باهنر پشته شهوار مشغول تحصیل شد.

    او در زمان دانش‌آموزی، بسیار کوشا و جدی بود و همواره باعث خوشنودی معلمان می‌شد.

    عبدالرسول عضو فعال انجمن اسلامی بود و اخلاق و رفتار نیک و شایسته‌اش از او یک دانش‌آموز نمونه ساخته بود.

    عبدالرسول، قرآن آموختن را از همان کودکی دوست داشت و پیوسته در کلاس‌های قرآن شرکت می‌کرد. عضو فعال برنامه‌های فرهنگی و مذهبی مسجد محله‌اش بود.

    اواخر پایه سوم راهنمایی‌اش، در سال 1361 تصمیم گرفت راه فراگیری علوم اسلامی را با جدیت تمام ادامه دهد. به همین منظور در مدرسه­ی علمیه امام صادق (ع) بندرعباس ثبت‌نام کرد.

    یک سال از تحصیلش در حوزه علمیه امام صادق (ع) می‌گذشت که برای ادامه تحصیل در علوم دینی در سال 1362 به نجف‌آباد اصفهان رفت و به فراگیری علوم اسلامی ادامه داد.

    عبدالرسول در سال‌های 62، 63 و 64 همزمان با تحصیل در حوزه‌ی علمیه، سه بار عازم جبهه‌های حق علیه باطل شد و همواره پس از بازگشت از جبهه از خاطرات عملیات‌ها سخن می‌گفت و یاد هم‌رزمان شهیدش را گرامی می‌داشت.

    در سال 1365 درحالی‌که در قم مشغول ادامه تحصیل بود به میناب بازگشت و از میناب عازم میدان‌های نبرد شد و در لشکر 41 ثارالله پس از گذراندن آموزش غواصی در عملیات کربلای (5) شرکت نمود و در منطقه پاسگاه زید به درجه­ی رفیع شهادت نائل آمد. آن شب نوزدهم دی‌ماه 1365 بود.