•  
    instagram.com\hamsangar_hormozgan

  •  
  •  

  •  

  •  

شهيد مراد محمدي



شهيد مراد محمدي

نام پدر: حسن

 

سال ولادت: 1332

 

تاریخ شهادت: 1365

محل شهادت: جزیره ام‌الرصاص

زندگی‌نامه‌

 شهید مراد محمدی در سال 1332 در روستای چاه انبه در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمد. ایشان نماز را از پدر و مادر خود آموختند و همیشه نماز را سروقت می‌خواندند. به سن 10 سالگی که رسیدند بازی‌های کودکانه را رها کرده به کمک پدر و مادر خود در کارهای گله‌داری، دوشیدن شیر و حتی جمع‌آوری هیزم می‌پرداختند. چون در این منطقه مدرسه‌ای وجود نداشت تا به تحصیل بپردازد، نوجوانی‌اش را صرف آموختن کلام نور، قرآن مجید در نزد پدر خود نمود که کامل‌کننده‌ی درس‌های قرآنی مکتب‌خانه‌های قرآن بود. تا این‌که پا به عرصه‌ی علوم دینی در حوزه‌ی علمیه گذاشت. ایشان به مدت 3 ماه در حوزه‌ی علمیه‌ی بندرعباس به تحصیل پرداختند. شهید در این مدت از شاگردان ممتاز حوزه بودند. مدتی نگذشت که صدام جنگ ناخواسته‌ای را بر کشور جمهوری اسلامی ایران تحمیل کرد.

مراد هم مانند سایر شهدا به‌عنوان یک بسیجی مخلصِ خدا به جبهه‌های نبرد حق علیه باطل شتافت تا نگذارد صدام و صدامیان حتی یک وجب از این سرزمین را به چپاول ببرند و سرانجام شربت شیرین شهادت را در مسیر انتخابی‌اش نوشید.

پس از شهادت، جزیره‌ی ام‌الرصاص به مدت 7 سال پیکرش را به امانت نزد خود نگه داشت و سرانجام این شهید بزرگوار با پلاک و استخوان­هایش به وطن بازگشت و بر دوش مردم در خیابان‌های شهر تشییع و به خاک سپرده شد.

شهيد خوبيار عاشوري

 

شهيد خوبيار عاشوري

نام پدر: مهدی

 

سال ولادت: 1342

 

تاریخ شهادت: 30/3/1367

محل شهادت: شلمچه

زندگی‌نامه‌

 در سال 1342 فرزندی به نام خوبیار عاشوری از پدری واعظ و مداح اهل‌بیت عصمت و طهارت (ع) و مادری سراپا آكنده از عشق به خاندان نبوت، عاشق سرور و سالار شهیدان در روستای دَمُگ از توابع شرقی شهرستان میناب، مصادف با سال روز تبعید رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خميني (ره) دیده به جهان گشود و در آغوش گرم و پرمهر خانواده‌ای مذهبی و انقلابی، در دامن مادری دل سوز و خوش‌اخلاق و پدری مهربان، ولایت مدار و مردم‌دار، رشد و نموّ پیدا کرد؛ مانند نهال نوپای انقلاب، ایشان هم از سال 1342 پا به‌پای انقلاب اسلامی رشد کرد. پدر ایشان که از مبارزان انقلاب اسلامی بود در تظاهرات انقلابی مردم میناب شرکت کرده و دستگیر شدند.

 از تبعید امام راحل چندين سال مي‌گذشت. شهيد نوجوانی 15 ساله بود که نهال سال چهل‌ودو انقلاب به ثمر نشت و انقلاب به پیروزی رسید. این نوجوان در آغوش گرم خانواده مشغول کار و فعالیت بود. پس از پیروزی انقلاب ابتدا برادر بزرگ ایشان در سال 1361 به جبهه حق علیه باطل عازم شد. ایشان در کنار خانواده بودند تا این‌که در سال 1363 که سالی غم‌انگیز برای ایشان بود و پدر عزیز و بزرگوارش را در این سال از دست داد، شهید سرپرستی خانواده‌ی خود را بر عهده گرفت و در سال 1366 ازدواج كردند. پس از ازدواج شور و شوق حضور در جبهه او را بر آن داشت که به نداي رهبر و مقتدای خویش لبیک گفته و به نبرد با رژیم بعثی عراق بپردازد. پس از گذشت حدود پنج تا شش ماه حضور در جبهه، از ناحیه شکم و سینه مجروح گردید. ایشان پس از شش ماه و در طول درمان دوباره عازم جبهه شدند.

 شهید همچنان بااقتدار تمام برای دفاع از میهن، اسلام، قرآن، ناموس و آب‌وخاک ایران اسلامی تا آخرین روزهایي که در قید حیات بودند تلاش کردند و دست از دامان امام راحل برنداشتند؛ تا اینکه در خردادماه سال 1367 شربت شهادت را نوشیدند.